غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

88

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

حضرت شرط مشورت بتقديم رسانيد بعد از گفت و شنيد بسيار خواطر بر امضاء آن عزيمت قرار يافته خواجه عبيد اللّه بماوراء النهر عود نمود و ميرزا سلطان ابو سعيد از يورت قشلاق با سپاهى در كمال كثرت و يراق در اواخر حوت و اوايل شعبان سنهء اثنى و سبعين و ثمانمائه بجانب آذربايجان و عراق نهضت فرمود بهرشهر و ولايت كه مىرسيد بطواف مزارات اوليا و مشايخ رفته شرايط ارادت بتقديم مىرسانيد و فقرا و مستحقان را بصلات و صدقات محظوظ و بهرور مىگردانيد و در وقتى كه جمشيد خورشيد پرتو التفات بر درجهء شرف برانداخت و نقشبند ناميه فضاى صحرا و دشت را از شكفتن گلها و رياحين غيرت‌افزاى نگار خانهء چين ساخت ماهچهء توق ظفر نگار در النك‌رادگان نزول اجلال فرمود و چند روز در آن مرغزار دلفروز گذرانيده از آنجا بصوب كالپوش نهضت نمود در خلال اين احوال پيوسته از اطراف ممالك فارس و عراق صناديد عالم و مشاهير افاق روى اميد بدرگاه خسرو باستحقاق مىآوردند و در هرمنزل فوجى از حكام و افاضل بشرف ملازمت رسيده نياز و نثار عرض مىكردند و در كالپوش پادشاه با فرهنگ و هوش زمرهء از امراء و معتمدان را بضبط آنولايت نامزد نمود بلكه همه را فرامين مطاعه ارزانى داشته روان فرمود از آن جمله صاحب السيف و القلم خواجه شمس الدين محمد باصفهان رفت و امير نظام الدين احمد بن امير على برلاس فارسى راه شيراز پيش گرفت و امير جلال الدين محمود برلاس اساس حكومت كرمان طرح انداخت و امير سيد محمد برادر امير سيد مراد ايالت قزوين و سلطانيه را پيش نهاد همت ساخت همدان و در گزين بامير حسين على قوچين تعلق گرفت و بزد بامير قرمان شيخ صفت اختصاص پذيرفت و هركس از نام‌بردگان بهر ولايت كه عنان عزيمت انعطاف داد عنايت خالق بلاد و عباد نقد آن مقصود در آستين مرادش نهاد تا اكثر ممالك عراق در قبضهء اقتدار ملازمان آستان سلطان كامكار قرار يافت و انوار آفتاب معدلت آثار سايهء مرحمت آنحضرت بر اقطار آن امصار تافت و از آن‌وقت كه امير حسن بيك خاطر عاطر از ممر ميرزا جهانشاه فارغ گردانيد تا زمانى كه موكب سلطانى در ييلاق كالپوش قبهء خيمه و خرگاه باوج مهر و ماه رسانيد چند كرت ايلچيان امير حسن بيك بدرگاه عالمپناه رسيده عرض اخلاص و شرح اختصاص كردند و بوسيلهء امراء بمسامع اشرف اعلى رسانيدند كه اولاد امير قرا يوسف هرگز نسبت بدودمان عاليشان حضرت صاحبقران امير تيمور گوركان عن صميم القلب در مقام هوادارى ثابت‌قدم نخواهد بود بخلاف اين بنده كه ابا عن جد طريق مخالصت مسلوك ميدارد و هرگز غبار خلاف بر حاشيه خاطر نميگذارد و سلطان سعيد در كالپوش ايلچيان را طوى داده رعايت فرمود وجهة امير حسن بيك دكله زردوزى و كلاه نوروزى و كمر شمشير مرصع ارسال نمود و فرمود كه بايد كه امير حسن بيك با سپاه خود از آنطرف عزيمت نمايد كه عساكر منصوره ازينجانب متوجه‌اند تا بيكبار مواد فساد اهل عناد اندفاع يابد و همچنين ايلچيان امير زاده حسين على با تحف و تبركات بسيار و نقود و جواهر بيشمار بآستان آسمان مقدور